تبليغاتX
<-راستی افسانه بود یا واقعیت؟؟->

بسم رب الشهدا

 

این روزا با همه تلخی هاش یه حلاوت داره .... انتهای طعم تلخش شیرینه .. خیلی شیرین

 

دارم می رم پا بوسه آقا .. آخ اگه بدونین چقدر منتظر بودم .. هنوز

 

هم لایق خوبان نشدیم . اما مولا مون کریم

 

بود که دعوت کرد

 

فداش بشم گه گنه کارایی مثل من و هنوز هم صدا می زنه .. کی می

 

 گه من اون و صدا زدم .. نه... اون من و

 

 صدا زد ...

 

اگر خدا بخو.اد فردا دارم به سمت مشهد الرضا حرکت می کنم .. .. خلاصه ما هم رفتنی شدیم .. زائر آقا شدیم

 

خدا کنه تا آخر اسمم تو لیست  دعوت شده ها بمونه ..

 

بگذارین از حلاوت روزای تلخ بگم ...  اینکه چرا تلخ بماند..

 

..............

شیرینیش شیرین تر..

 

7 شهریور تولد منه ..

 

این همزمانی رو نشونه می دونم واسه خودم واسه نیکی و امید به

 

بازگشت و اینکه ........حالا  بماند .

 

 

 

حلال کنین و دعام کنین فراوون آخه خیلی محتاجم . (یا زهرا )

 

 

مسافرتون و بدرقه نمی کنین ؟؟؟؟ با یه صلوات برای ظهور مهدی فاطمه(روحی فداه)

 

 

 

 

 

 

شکر یا رب الحسین

 

میمیرم واسه مهربونی هات خدا

 

حالا دیگه مطمئنم که هستم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط یک از هزاران | 

اسم حضرت زهرا (س)

 

يکبار اتفاق افتاد که بچه‌ها چند روز مي‌گشتند و شهيد پيدا نمي‌کردند. رمز شکستن قفل و پيدا کردن شهيد، نام

مقدس حضرت زهرا (س)‌ بود. 15 روز گشتيم و شهيد پيدا نکرديم. بعد يک روز صبح بلند شده و سوار ماشين

شديم که برويم. با اعتقاد گفتم:«امروز شهيد پيدا مي‌کنيم، بعد گفتم که اين ذکر را زمزمه کنيد: دست و من

عنايت و لطف و عطاي فاطمه (س) منم گداي فاطمه، منم گداي فاطمه (س) » تعدادي اين ذکر را خواندند.

بچه‌ها حالي پيدا کردند و گفتيم:«يا حضرت زهرا (س)‌ ما امروز گداي شمائيم. آمده‌ايم زائران امام حسين (ع) را

پيدا کنيم. اعتقاد هم داريم که هيچ گدايي را از در خانه‌ات رد نمي‌کني.» همانطور که از تپه بالا مي‌رفتيم، يک

برآمدگي ديديم. کلنگ زديم کارت شناسايي شهيد بيرون آمد. شهيد از لشگر 17 و گردان وليعصر (عج) بود. يک

روز صبح هم چند تا شهيد پيدا کرديم. در کانال ماهي که اکثراً مجهو‌ل‌الهويه بودند. اولين شهيدي که پيدا شد

شهيدي بود که اول مجروح شده بود. بعد او را داخل پتو گذاشته بودند و بعد شهيد شده بود. فکر مي‌کنم نزديک


 به 430 تکه بود. بعد از آن شهيدي پيدا شد که از کمر به پايين بود و فقط شلوار و کتاي او پيدا بود. بچه‌ها ابتدا


نگاه کردند ولي چيزي متوجه نشدند. از شلوار و کتاني‌اش معلوم بود ايراني است. 15-20 دقيقه‌اي نشستم و با

او حرف زدم و گفتم که شما خودتان ناظر و شاهد هستي. بيا و کمک کن من اثري از تو به دست بياورم. توجهي

 نشد. حدود يک ساعت با اين شهيد صحبت کردم گفتم اگر اثري از تو پيدا شود، به نيت حضرت زهرا (س)

چهارده هزار صلوات مي‌فرستم. مگر تو نمي خواهي به حضرت زهرا

(س‌) خيري برسد. بعد گفتم که يک زيارت


عاشورا برايت همين‌جا مي‌خوانم. کمک کن. ظهر بود و هوا خيلي گرم.

 بچه‌هاي براي نماز رفته بودند. گفتم اگر

کمک کني آثاري از تو پيدا شود، همين جا برايت روضه‌ي حضرت زهرا

(س) مي‌خوانم. ديدم خبري نشد. بعد گريه

کردم و گفتم عيبي ندارد و ما دو تا اينجا هستيم؛ ولي من فکر مي‌کردم

شما تا اسم حضرت زهرا (س) بيايد،

غوغا مي‌کنيد. اعتقادم اين بود که در برابر اسم حضرت زهرا (س)‌ از

خودتان واکنش نشان مي‌دهيد. در همين

حال و هوا دستم به کتاي او خورد ديدم روي زبانه‌ي کتاني نوشته

است:«حسين سعيدي از اردکان يزد.» همين


نوشته باعث شناسايي او شد همانجا برايش يک زيارت عاشورا و

روضه‌ي حضرت زهرا (س)‌ خواندم.

 

 

 

 


+ نوشته شده در  ساعت   توسط یک از هزاران | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط یک از هزاران | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
من می گم به یاد سربند خونین
بسم رب الشهدا..

تقدیم به ساحت آنان که سبکبال رفتند و...
دلهای ناسپاس از یادشان بردند.. باشد که از یاد نبریم آنان را که از یاد نبردند
ما فراموش شدگان را ...
خاک عاشقی صبور است که سالها و سالها برای آسمان صبر می کند.

و من همانم که از خاک آمده ام....
چون خاک عاشقم ....
و چون خاک روزی صبوری را خواهم آموخت.


یا نور و یا قدووس.


((آبجی کوچیکه))

امضا: آنان را که از مرگ می ترسند از کربلا می رانند.

.................

پیوندهای روزانه
استاد رحیم پور ازغدی
جامعه مجازی ایرانیان
ماکرومیدیا
پیک...
آرشیو پیوندهای روزانه
به آرشیو سر نمی زنی؟؟؟؟؟؟
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
آرشیو موضوعی
فرهنگ ایثار و شهادت
یاس های عاشق
شاید این جمعه بیاید شاید
دوست دارم بابایی
بوی عطر یاس
محفل راهیان نور
روزگار غریبیست نازنین
پزشکی و سلامتی
فاطمه یاس پهلو شکسته علی
عشق یعنی زنگ عاشقی
این دل تنگم
تبسم بهار
گل نرگس
طلبه ای طالب یار
چهل چراغ عشق
خلوت من (رضوان عزیز
داداش حسن
به یاد شهدای مفقود الاثر
کاش خاک تن من مهر نمازت باشد
تا کربلا هست زمین را عشق است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان