![]() |
![]() |
|
|
دريا قلي
مي شناسيش؟؟ دريا قلي كي بود؟؟ اه دريا قلي .. ركاب زدنت نفس نفس زدن هات با اين هاست كه مي شه معني عشق و دریافت........... تو چقدر عاشق بودي دريا قلي..... بدون تبليغ و رفتن و توو كاغذ هاي روغني گفتی كه چقدر عاشقي........... تو ساده بودي مثل عشقت پاک و بی صدا اما عمیق همچون دریا ................................................... اما گفتن از تو ساده نيست.. واست مهم نبود كه عكست رنگي باشه يا سياه و سفيد يا اينكه با چه شعاري به صحنه بيايي.. اما با همون دوچرخه زهواردر رفته كه فقط خدا مي دونه با دستمزد جند ماه كار كردن اون رو تهيه كرده بودي..تمام شب و روندي....... خسته شدي... از نفس افتادي.. مي دونم........ عاشقي همینه../ خودت و رسوندي........................... ..................... اما دیگه نای نفس کشیدن نداشتی .. آسمون شاهد ت بود شاهد عشقت.......... آبادان... .. ابادان زيباي ما هنوز مديون توست دريا قلي اما اي كاش......... اي كاش كنار داستان دهقان فداكار .. يادي از قهرمانی ات بود .. ای کاش... و ای کاش.. . نه انکه تو نیاز داشته باشی بر سر زبانها باشی .... بلکه زبان ها و جان ها محتاج از تو گفتن بودند .. اما ............ . اما نيست.. نبود
قهرمانهايي با بدنهاي پف كرده و ژست هاي انچناني...... ..
راستي چرا شكل قهرمانها رو از ياد برديم؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط یک از هزاران |
|
|
خداي مهربونم سلام خدايا اي مهربون ترينم شكرت
گفتن اين جمله چقدر شيرين و ارامش بخش... خدا.. . خدايا توي ماه عزيزي قرار داريم شكرت كه ما هم از مدعوين هستيم...
تو ما رو انتخاب كردي.... . خدا جونم ممنون مهربونياي توام وشرمنده
شرمنده... . من و با كوله باري از گناه قبول كردي و فرصت دادي تا خودم
و پاك كنم خدايا گناهاي بي شماري دارم جز تو هيج كس نمي تونه اونا رو پاك كنه
توو درياي رحمت رمضان و به حرمت این ماه عزیز دستم و بگیر
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط یک از هزاران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| من می گم به یاد سربند خونین |
بسم رب الشهدا..
تقدیم به ساحت آنان که سبکبال رفتند و... دلهای ناسپاس از یادشان بردند.. باشد که از یاد نبریم آنان را که از یاد نبردند ما فراموش شدگان را ... خاک عاشقی صبور است که سالها و سالها برای آسمان صبر می کند. و من همانم که از خاک آمده ام.... چون خاک عاشقم .... و چون خاک روزی صبوری را خواهم آموخت. یا نور و یا قدووس. ((آبجی کوچیکه)) امضا: آنان را که از مرگ می ترسند از کربلا می رانند. ................. |
| پیوندهای روزانه |
|
استاد رحیم پور ازغدی جامعه مجازی ایرانیان ماکرومیدیا پیک... آرشیو پیوندهای روزانه |
| به آرشیو سر نمی زنی؟؟؟؟؟؟ |
|
هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
فرهنگ ایثار و شهادت |
|
RSS
|